برچسب: گفتم مادر! , گفت, جانم,گفتم درد دارم! , گفت, بجانم,گفتم خسته ام! , گفت, پریشانم,گفتم گرسنه ام! , گفت , بخور از سهمِ نانم,گفتم کجا بخوابم! , گفت, روی چشمانم,اما یک بار نگفتم, مادر من خوبم شادم,!,همیشه از درد گفتم و از رنج,!,و تو محبت جوابم را دادی,اجازه كپى داريد به عشق مادراااااااامون!!!!!,سايه ات تا آخر عمر بر روي سرم مادرم,بوسه باران ميكنم خاك زير پايت را مادرم,
نویسنده: عبدالغفور قادری